به علت همكاري بيش از حد مردم در طرح هدفمند كردن مردم ببخشيد يارانه ها ! دور تا دور ميدان آزادي با حضور خودجوش نيروي انتظامي و ميني بوس هاي مخصوص حمل امت هميشه در صحنه و غيور ، پوشش داده شده بود.
داشتم برای دوست غیر ایرانیم جنبش های صد سال اخیر ایران را نام میبردم. سر آخر گفت : یعنی شما چهار بار قیام کردین به خاطر مجلس ، نفت، زنان گرجی و تنباکو؟
آقا پسری که تو مترو جلوی من نشسته بودی و بلوز آبی یقه اسکی و شلوار دمپا کشاد جین پوشیده بودی و کیفت رو چپ راست انداخته بودی روی شونه و زیر ابرو برداشته بودی و مرد چاقه کنار من داشت بر وبر نگات میکرد. ببخشید که دستمال کاغذی نداشتم بدم بهت اشکاتو پاک کنی.
بی ادعا ترین آغوش مال مادر نیست که او هم حتی از من لااقل بودنم را می خواهد.
بی ادعا ترین تویی که از هجوم این همه آدم می شود به تو پناه بیاورم و بچه گربه ای بشوم و فرو بروم در آغوش امن تو و حتی از من نمی خواهی که بمانم . بروی و بروم و باز بدانم که هستی.
در زندگی دردهایی هست که برای قسمت کردن ساخته شده اند. دردهایی که هر رفیق سهمی در آن دارد. ای کاش این سهم را از ما دریغ نکنی و اجازه بدهی دستمان را بر روی شانه ات بگذاریم و بگوییم طاقت بیار رفیق.
سرم سبز است اگرچه زبانم سرخ نیست این بار بازی دیگریست آقا سر سبز من دستان سرخ تو را بر باد خواهد داد هر قدر شمشیرت را تیز تر کنی من دست به اسلحه نخواهم برد همینجا که نشسته ام میدانم که ترسیده ای همین زن چهل کیلویی تو را می ترساند بنشین و بشمار ما بیشماریم