یک زن، یک حس، یک نقطه

۲۵ اسفند ۱۳۸۹

و اینک سپیده دم

اشکان آزاد شد
ارسال شده توسط Unknown در ۱۳:۵۵
با ایمیل ارسال کنیداین را در وبلاگ بنویسید!‏هم‌رسانی در Xهم‌رسانی در «فیس‌بوک»‏اشتراک‌گذاری در Pinterest

۱ نظر:

موسا مقدم گفت...

هنوز خدا دوستت داره که گوش به حرفت کرد

۱۲/۲۷/۱۳۸۹ ۹:۰۲ ق.ظ.

ارسال یک نظر

پیام جدیدتر پیام قدیمی تر صفحهٔ اصلی
اشتراک در: نظرات پیام (Atom)

جستجوی این وبلاگ

بايگانی وبلاگ

  • دسامبر 2014 (2)
  • اکتبر 2014 (1)
  • سپتامبر 2014 (1)
  • اوت 2014 (1)
  • مهٔ 2014 (1)
  • سپتامبر 2013 (3)
  • اوت 2013 (2)
  • ژوئیهٔ 2013 (1)
  • آوریل 2013 (2)
  • مارس 2013 (5)
  • ژانویهٔ 2013 (1)
  • دسامبر 2012 (3)
  • نوامبر 2012 (1)
  • اکتبر 2012 (2)
  • اوت 2012 (1)
  • ژوئیهٔ 2012 (4)
  • ژوئن 2012 (3)
  • مهٔ 2012 (9)
  • آوریل 2012 (6)
  • مارس 2012 (4)
  • فوریهٔ 2012 (8)
  • ژانویهٔ 2012 (4)
  • دسامبر 2011 (2)
  • نوامبر 2011 (4)
  • اکتبر 2011 (11)
  • سپتامبر 2011 (4)
  • اوت 2011 (4)
  • ژوئیهٔ 2011 (1)
  • ژوئن 2011 (1)
  • مهٔ 2011 (1)
  • مارس 2011 (5)
  • فوریهٔ 2011 (3)
  • ژانویهٔ 2011 (3)
  • دسامبر 2010 (2)
  • نوامبر 2010 (2)
  • اکتبر 2010 (2)
  • سپتامبر 2010 (6)
  • اوت 2010 (4)
  • ژوئیهٔ 2010 (5)
  • ژوئن 2010 (8)
  • مهٔ 2010 (4)
  • آوریل 2010 (5)
  • مارس 2010 (3)
  • فوریهٔ 2010 (4)
  • ژانویهٔ 2010 (9)
  • دسامبر 2009 (8)
  • نوامبر 2009 (6)
  • اکتبر 2009 (8)
  • سپتامبر 2009 (19)
  • اوت 2009 (29)
  • ژوئیهٔ 2009 (30)
  • ژوئن 2009 (8)
  • مهٔ 2009 (6)
  • آوریل 2009 (6)
  • مارس 2009 (3)
  • فوریهٔ 2009 (6)
  • ژانویهٔ 2009 (1)
  • دسامبر 2008 (7)
  • نوامبر 2008 (4)
  • اکتبر 2008 (3)
  • اوت 2008 (1)
  • ژوئن 2008 (2)
  • دسامبر 2007 (10)
  • نوامبر 2007 (3)
  • اکتبر 2007 (5)
  • سپتامبر 2007 (2)
  • مهٔ 2007 (11)
  • آوریل 2007 (14)
  • مارس 2007 (11)
  • سپتامبر 2006 (5)
  • اوت 2006 (10)
  • ژوئیهٔ 2006 (6)
  • ژوئن 2006 (7)
  • مهٔ 2006 (3)
  • آوریل 2006 (7)
  • مارس 2006 (13)
  • فوریهٔ 2006 (10)
  • ژانویهٔ 2006 (17)
  • دسامبر 2005 (5)
  • نوامبر 2005 (4)
  • اکتبر 2005 (1)
  • سپتامبر 2005 (3)
  • اوت 2005 (3)
  • ژوئیهٔ 2005 (1)
  • ژوئن 2005 (2)
  • مهٔ 2005 (7)
  • آوریل 2005 (3)
  • مارس 2005 (2)
  • فوریهٔ 2005 (2)
  • دسامبر 2004 (1)
  • ژوئن 2004 (1)
  • مهٔ 2004 (4)

شمارنده

درباره من

Unknown
مشاهده نمایه کامل من

دوستان باهار

  • Florida Used Cars
  • friendship bracelet
  • دستبندهای باهارانه ی من!
  • فروش دوستی های باهاره!
  • google
  • لبه ی تاریکی
  • Danielment
  • وبلاگ مرحومم در بلاگفا
  • مغزهای آکبند
  • گمشده در بزرگراه
  • پلک سوم شب
  • پرت
  • نیمه پر جام
  • پاپتی
  • نی ما
  • مزدیسا
  • مجتبی
  • مانا روانبد
  • شراگیم
  • خرید شارژ
  • سینماتوگراف
  • سورملینا
  • سودارو
  • زاغچه
  • رضا براهنی
  • رد نایاب درد
  • رادیو زمانه
  • دومان
  • دغدغه های قرن 21
  • درنگ های نابهنگام
  • باران در دهان نیمه باز
  • املایم مشکل دارد
  • اراجیف مزمن

باهار اینها را می خواند

  • BBCPersian.com | صفحه نخست
    زنان اقلیت علوی سوریه از ربوده شدن و تجاوز می‌گویند؛ «در خواب جیغ می‌کشیدم»
  • فلسفه در اتاق خواب
    وقتی آره یعنی نه؛ یا چراغ‌ها را من خاموش نمی‌کنم
  • جهان زن
    گفتگو با گلرخ قبادی از زنان مبارز کرد/تهیه و تنظیم -زارا امجدیان
  • حضور خلوت انس
    دو داستان
  • گم شده در بزرگ راه
    نقطه‌ای برای پایان
  • حمیدرضا سلیمانی
    درود
  • روزنوشت‌های سودارو
    توهم اقتصاد و واقعیت تغییرات اقلیمی به بیان دیوید سوزوکی
  • کدئین
    ۱۰۴۰. در بوتهٔ نقد
  • ديفال مستراح
    Streets Of Rage - Remake
  • لبه‌ تاریکی
    پاسخی به هیچکس
  • آق بهمن
    کتاب چی؟ «خورشید همچنان می‌دمد»
  • A Man Called Old Fashion
    نگارخانه
  • Enough is not Enough.
    #125
  • پیپ خسته
    خیریه پیام امید
  • Danielment
  • مسیح علی نژاد
  • خوابگرد
  • سیب زمینی خورها
نمایش 10 ‏نمایش همهF

پست های پرطرفدار

  • forget
    بهشت کوچکم با همه ته سیگارهاش محمود آباد و همه گوش ماهیهاش بوف زعفرانیه و همه پیتزاهاش میدان آرژانتین و همه اتوبوساش همه روسریهای زشت همه آد...
  • انتظار
    شيشه منتظر سنگ بود سنگ منتظر كودك و كودك خواب بود در انتهاي ذهن يك زن
  • اشتباهي گرفتي !
    تا حالا شده يكي صدات كنه به اسم و با يه لحني كه هنوز برنگشتي سمتش بگي جان ؟ و بعد چهره به چهره بشي باهاش و نگاش مات بشه رو صورتت و بگه ببخشي...
  • آنچه هست
    همينكه هستي كافيست دور از من بدون من چه فرقي ميكند .گل كه مي خري خوب است براي من نيست ؟ نباشد همين كه رختمان زير يك آفتاب خشك ميشود كافيست ....
  • ! جان دلم
    پياده شده و نشده صدام كرد . يه جوري كه من هنوز لب باز نكرده خدا گفت جان دلم . سبك شدم . كيفم كاپشنم چمدونم . كم مونده خودم هم تو دستاش جا ...
  • create
    خدا تو را که آفرید به موهات که رسید دستهاش لرزید و چین افتاد روی موهات جای نگاه خدا هنوز مانده روی لبهات روی ساق پات روی گودی کمرت حرف که م...
  • زن
    مادرم ميگويد زناني مثل تو نسل آدم را منقرض ميكنند بس كه ميترسند از زاييدن . و من فكر ميكنم زناني مثل مادرم دختراني زاييدند كه هيچ وقت پشت غر...
  • اشهد ان لا اله
    نیست اگر بود نشانه ای بود اگر نشانه های او در زمین همین ها هستند من شهادت میدهم که خدایی نیست.
  • بي فايده
    پر كن پياله را كين آب آتشين ديريست ره به حال خرابم نميبرد ... ديگر شراب هم جز تا كنار بستر خوابم نميبرد . ... يه شب ميخوام تا صبح مستي باشه...
  • روز خود را چگونه گذرانديم ؟
    امروز اصلا حالم خوش نيست . از صبح تا حالا بغض كردمو به زمين و زمان فحش ميدم . دلم مي خواد ... اصلا گور پدر دلم . بي خيال دلم . نرگس امروز صب...

باهار را مشترک شوید

پست‌ها
Atom
پست‌ها
نظرات
Atom
نظرات
زمینه Awesome Inc.. با پشتیبانی Blogger.