۲۲ دی ۱۳۸۴

جادو

من جادو شده ام
من اهلي شده ام
تقصير تو كه نيست ؟ هست ؟
.
تقصير توست كه خدا برهنه در چشمان من ميرقصد ؟

۷ نظر:

arya گفت...

گناه خودت رو به گردن دیگران ننداز
حتما خودت بهتر میدونی تقصیر کیه

قدیما منظور از برهنه پاکی و بی آلایشی بود یعنی بی نقاب بودن

خدای برهنه حتما همون خدای درونه

نه!من هیچوقت حالم خوب نیست
اصلا از اولش خوب نبوده
نمیدونم اگه کس دیگه ای جای من بود چطوری میشد

اما تا اطلاع ثانوی فقط هذیان میگم

یه ریزه ........؟

میدونی هر وقت به همسایه های بلاگیم سر میزنم حالم بهتر میشه

من میخوام انسان زندگی کنم موجود بدون هدف

بهاری باشی

زاغچه گفت...

ببين من تا امروز اين قسمتي را كه نوشتي تهران-گرگان،را مي خواندم تهران- جردن‌! البته در اصل قضيه كه شما باشيد تفاوتي حاصل نمي كنه. راستي تو مطلب قبليت راجع به يه جاي دور نوشته بودي و بچه هايي كه باهاشون نقاشي كار مي كني. مي شه بيشتر در اين باره بنويسي؟

pardis گفت...

salam baharakam
na nasihat nabud
vali modele mamani ha bud!
;)
akhe shustameeeeeeeee. mige moshekleshun dar hale hazer faghat khune hast
va man ham a hazeram vaghean otagham ro bedam ke in do ta be ham b eresan
khaili akhe khoshmeleeeeeeeeeeeeee rabetashun
hamash daran dava mikonan mese sag o gorbe
vali davahashun ham khaili bahale
be har hal chashm
gush midam harfet ro


این هم که گفتی تقصیر دلته!

HAMED گفت...

سلام.ای میل ات را چک کن.

adambarfy گفت...

نه جادو شدن و اهلی شدن تقصیر او نبود..او نمی دانست و تو هم نی دانستی اماتو می خواستی تنها نمانی...پس بی تاب اهلی شدن گشتی و او نادانسته تو را اهلی کرد..تقصی هیچکدام از ما نبود..تقصی جدایی است!!

اشك شب گفت...

اما من اهلی شدنت راباور نمی کنم هیچوقت

ناشناس گفت...

best regards, nice info » »