۶ مهر ۱۳۸۴

سه گانه

"شرم"
افساریست بر روح سرکشم
راست می گویی مادر
دخترت افسار گسیخته
"بکارت"
جامه ای بود که بر تنم سنگینی می کرد
به دورش انداختم
برهنه
در میان باد دویدم
"زنانگی"
نه زایندگی من بود
نه گیسوان بلندم
آن عطشی بود که به نوشیدن تو داشتم
مرد

۳ نظر:

زاغچه اي سر يك مزرعه گفت...

خيلي وقتها متاليكا گوش مي دهم چون عاشق فرياد كشيدن هاي جيمز هتفيلد هستم . هميشه اين جيمز است كه به جاي تمام ناراحتيهاي من فرياد مي كشد. بعضي وقتها به وبلاگ تو سر مي زنم چون تو توانايي بيان حرف هايي را داري كه من از بيانشان عاجزم.

ناشناس گفت...

Best regards from NY! mid west barcode scanner sales ferrari

ناشناس گفت...

Wonderful and informative web site. I used information from that site its great. film editing classes