۳۱ مرداد ۱۳۸۸

بازی کتاب ها

حامد من را دعوت کرده به یک بازی
توضیحش را اینجا بخوانید
به علت اینترنت بازی بیشمار در این دو ماهه مچ دست راستم و انگشت اشاره به شدت درد میکند. مختصر نویسی این چند روزه هم علتش همین است.
اما این دعوت وسوسه کننده بود و می ارزد که چند دقیقه ای بی خیال این نوار کشی قهوه ای شوم و بیفتم روی کیبورد دیوانه.
اگر قرار بود کتابسوزانی راه بیفتد من کتابی که انتخاب میکردم برای حفظ کردن چه بود؟
حقیقتش خیلی به این موضوع فکر نکرده ام تا به حال. کتابهای زیادی بوده که دوست داشته ام ولی مطمئنم انقدر آدم هست که آنها را انتخاب کند که به حکم واجب کفایی از من سلب حکم می شود برای حفظ کردنشان.
کتابهای زیادی هم هست که به لعنت خدا نمی ارزد و همان بهتر که زحمت حفظش را اداره فخیمه ممیزی ارشاد بکشد.
کتابی که من انتخاب میکنم مجموعه شعرهای غیر قابل چاپ خودم است که امیدوارم پس از تعویض چندین حکومت و دولت بشود در تیراژ هزار و پانصد تا چاپش کنم .

من دعوت میکنم از سودارو و زاغچه

۲ نظر:

فرزام گفت...

اولا که لینکت کار نمی کنه باهارک. دومندش که ... نداره

بشریت گفت...

این روزهایی که من در جامعه می بینم فکر می کنم آخر کار همه مان به این برسد که کتابهایی را محافظت کنیم . ای داد .